نوشیدن آب بیش از حد می تواند کشنده باشد( متن علمی ترجمه ای تی

برای من که هم تازه بود هم بسیار مهم ....

 زنی که پس از نوشیدن بیش از حد آب به سرعت  جان خود را از دست داد، توجه  همه را به چیزی که به عنوان مسمومیت با آب شناخته می شود، جلب می کند..".

نوشیدن آب بیش از حد می تواند سطح سدیم را در بدن مختل کند و باعث متورم شدن سلول ها شود.

میلر گفت که سامرز در 4 جولای دچار سردرد شد و احساس کرد که آب کافی دریافت نمی کند. او گفت که او در طول 20 دقیقه قایق سواری از یک ساحل شنی تا اسکله، چهار بطری آب نوشید و بعداً در روز در خانه غش کرد و هرگز بیدار نشد.

میلر می‌گوید: «این رگ‌های خونی او را مانند پیچ ​​خوردگی در شیلنگ گرفت و جریان خون به مغز را قطع کرد.

با مسمومیت با آب، تعادل الکترولیت بدن از تعادل خارج می شود

مسمومیت با آب، که به عنوان سمیت آب نیز شناخته می شود، نادر است، اما زمانی رخ می دهد که فرد خیلی سریع آب بنوشد، تعادل الکترولیت بدن را به هم ریخته و باعث می شود سطح سدیم بدن به سرعت کاهش یابد.

سدیم به حفظ فشار خون کمک می کند و برای عملکرد سالم اعصاب، ماهیچه ها و بافت های بدن ضروری است. با این حال، زمانی که میزان سدیم در مایعات خارج از سلول‌ها به دلیل مصرف بیش از حد آب کمتر از حد طبیعی می‌شود، آب برای متعادل کردن سطح سدیم به داخل سلول‌ها هجوم می‌آورد و باعث متورم شدن سلول‌ها می‌شود. هنگامی که سلول های مغز متورم می شوند، می تواند تهدید کننده زندگی باشد.

دوندگان ماراتن به ویژه در معرض خطر هستند

معمولاً خطر مسمومیت با آب هنگام نوشیدن آب پس از یک جلسه ورزش طولانی بیشتر است، زیرا بدن هنگام عرق کردن، آب و الکترولیت‌ها را از دست می‌دهد. به همین دلیل، افرادی که در ماراتن یا اولترا ماراتن شرکت می کنند، به ویژه در معرض خطر هستند.

با این حال، مسمومیت با آب همچنین می تواند نتیجه یک بیماری روانپزشکی، به اصطلاح پلی دیپسی روان زا باشد، که در آن فرد به دلیل احساس تشنگی شدید، مقادیر زیادی آب می نوشد، حتی اگر بدنش از نظر فیزیولوژیکی به آب نیازی نداشته باشد. این به ویژه افراد مبتلا به اسکیزوفرنی را تحت تاثیر قرار می دهد.

اینها علائم مسمومیت با آب است

 علائم اولیه مسمومیت با آب شامل کسالت شدید، خستگی، سردرد و کسالت عمومی است.

." علائم دیگر ممکن است شامل بی قراری، تحریک پذیری، اسپاسم عضلانی، تشنج و کما باشد.

در صورت تشخیص مسمومیت با آب، باید در بیمارستان درمان شود.

برای جلوگیری از مسمومیت با آب هنگام نوشیدن زیاد در یک روز گرم یا بعد از ورزش، هاروانی توصیه می کند مصرف آب خود را با نوشیدنی هایی مانند Gatorade یا تنقلاتی مانند میوه ها و سبزیجات کاهش دهید تا الکترولیت ها را دوباره پر کنید.

یکروز دیگه

امروز از همون صبح زود چند تا تلفن طولانی داشتم . مونده بودم برم بیرون یانه یادم به قول‌هایی که به خودم داده بودم افتاد بدون فکر راه افتادم . سر راه رفتم پیش معازه ای که یک خانم ایرانی کار میکنه و یکجورایی دوست شدیم  . گفتم چطوری گفت خوب نیستم . خیلی وزن کم میکنم بدون دلیل . دلم ریخت . گفتم  نرفتی برای معاینه  گفت نوبت گرفتم. ولی واقعا در مدت سه هفته حداقل ده سال  شکسته تر شده بود. جالبه که می‌گفت نه درد دارم نه علامتی. بهرحال امیدوارم همه چیز براش  اوکی باشه .

این اتفاقها فی نفسه برلی اون شخص ناراحت کننده است ولی در کل هم تکانی است به بی اعتباری زندگی و عمر و سلامتی ...

 بعد رفتم بازار محلی   ان طرف شهر نزدیک اداره  اووکادو خریدم . رفتم  اداره خوشبختانه خیلی خلوت بود ‌   کلی کارهای اداری را پیش بردم . رفتم نونوایی نان و شیرینی پنیری خریدم برای پسر دار م میرم خونه. 

توی راه دارم‌ فکر میکنم‌ تفاوت زیادی هست بین کسانی که با ماشین اونور اینور میشومد و یکی مثل من که با قطار و وسایل عمومی است. تجربیات ما حتی با کل شرایط یکسان خیلی فرق می‌کند.  قبلش که گواهینامه اینجا را  بگیرم دوست داشتم  ماشین داشته باشم ولی حالا دلیلی نمیبینم 




روز سحرخیزی

دیشب  خوب نخوابیدم امروز ساعت شش و ربع بیدار شدم   طبق معمول چای و قهوه  درست کردم‌. آشپزخانه را مرتب کردم قهوه را نوشیدم چای را برداشتم.  کمی غدا  درست کرده بودم توی ظرف ترمو برداشتم هشت و ربع اولین ملاقات ده بعدی و بعد کلی تلفن‌های طولانی مدت . در گل احساس مفید بودن داشتم. بعدش رفتم توی یک استخر ی  که خیلی خلوت تره یک ساعت کامل شنا کردم سونای بخار هم رفتم . بعد دوش طولانی مدت .  از استخر اومدم بیرون کمی از غذا خوردم . یکجورایی ولی سیر بودم . رفتم خرید مواد غذایی . به پسر گفتم اگر میخواد بریم بیرون غذا بخوریم که نخواست.  الان دارم میرم خونه . چشمانم را ببندم‌خوابم میبره . ولی باید بیست دقیقه ای صبر کنم 

توی سونای بخار از هجم‌ مردهای شکم بزرگ که اکثرا بالای پنجاه سال و ترکیه ای یا اروپای شرقی.  بودند متعجب شدم  بیشترشون همو می‌شناختند مثل اینکه پانوقشون بود  فکر کنم بخاطر سونا میاند این استخر که مثل حمومهای وطنی شون میمونه . . جالب بود برام که مردها چه راحت به خودشون اجازه  می‌دهند مساحت زیادی از سونا را اشغال کنند مثلا دراز می‌کشند..زنها باید خودشان را جمع می‌کردند  هر چی میخوام  پیش داوری نکنم نمیشه . مخصوصا کاری که  حالم را بهم میزد این بود مرتب داشتند کیسه می‌کشیدند. من بیشتر چشمام را بسته بودم مدیتیشن میکردم ولی به محض اینکه چشمم باز میکردم می‌خواستند سر حرف را باز کنند . خلاصه اعصابخوردکن بود 

صبحانه خوردن

امروز صبح زود پاشدم پسرک را صبحانه دادم. گاهی فکر میکنم  کی میشه که من بخاطر پسر نخوام ساعت شش و نیم بیدار بشم.   این صبحانه دادن از چند جهت برام مهمه یکی اینکه اگر من نباشم بدون صبحانه میره مدرسه هیچی هم برنمیداره چون فکر میکنه هیچوقت گرسنه نمیشه. ولی مهمتر از اون زمان زیبایی است که با هم داریم . توی اون نیم ساعت کلی حرفه‌ای مهم بهم میزنیم . 

ولی باید اعتراف کنم من به اینکه اون صبحانه مقوی و مفصل بخورد کمی وسواس دارم .  بمرور او هم‌فرهنگ تغذیه ای خوبی پیدا کرده  بنطر من . ایران که بودیم تعجب میکرد که بچه ها صبح چی شیرین پنیر می‌خوردند یا اینهمه سوسیس و کالباس و پیتزاها ی چرب و چلی بی‌خاصیت. 

البته او هم از همین ها گاهی می‌خورد ولی جزو غذاهای روتینش نیست.

حواسم هست نسبت به وزنش و تغدیه اش  زیادی حساس نشه. 

گاهی که توی استخر پسران و دختران نوجوانی را می‌بینم که سی چهل کیلو اضافه وزن دارند  که به احتمال بسیار زیاد بخاطر تحرک کم ولی مخصوصا تغذیه نامناسب است . و فکر میکنم اکثر آنها  سال ها باید با این  مسئله مقابله کنند که چطور وزن کم کنند. 

توی پرانتز بگویم پسر من از صیفی‌جات و حتی میوه اصلا خوشش نمیاد ولی من هر زمان خونه باشم یک بشقاب از انواع صیفی‌جاتو میوه های  رنگارنگ  پر میکنم می‌گذارم کنارش . 

ما وقتی بچه بودیم هم خیلی سالم غذا می‌خوردیم.  شیرینی شکلات و سوسیس کالباس اصلا جزو خریدهای مامانم نبود . فقط عیدها شیرینی داشتیم و پیتزا و .. هم بندرت  ولی میوه و سیفی جات  و بادام و گردو تنقلات ما بود . هممون هم نسبتا لاغر بودیم