بنویسم

یکجورایی دلم برای نوشتن تنگ شده، 

این روزها خیلی کار می کنم بیشتر دل بکار می دم . ورزش هم هرازگاهی . شنایم هم بهتر شده . خیلی دلم می خواهد دویدن را در جنگل پشت خونه  شروع کنم از سرعت پایین و مدت کم تا سرعت بالا و مدت زیادتر .

با دوستان هم هر از گاهی بیرون قرار می گذاریم

هر ماهی حداقل یک بار با دوستام  جنگل نوردی می رم که خیلی خوشم میاد هنوز  ولی جمع هایی را پیدا نکردم که کارشان راه اندازی جنگل نوردی است و هر زمان دلت خواست بتونی باهاشون  بری جنگل نوردی . برنامه ریزی با دوستان همیشه راحت نیست

دیگه...

در کل هنوز از اهمال کاری رنج میبرم بیشتر کارهام دقیقه نود است   بعضی وقتها دو روز از خونه نمی رم بیرون و هیچ کار دیگه ای هم نمی کنم  مثل اینکه به این فریزشدن ها احتیاج دارم . گاهی فکر می کنم با توجه به توانایهایی که در خودم سراغ دارم اگر تسلیم اهمال کاری نمی شدم به کجا ها که نمی رسیدم  .. حداقل به هدفهای  کوتاه مدت خودم که می تونستم  نزدیک بشم

یک اشتباه بسیار بزرگی که از حدود دو سه سال پیش  مرتکب شدم  این بود که تمام پس اندازم را توی کریپتو سرمایه گذاری کردم یا بهتر بگم قمار کردم و اینها ذهنم را خیلی مشغول می کنه مدام جدولها را نگاه می کنم احساس می کنم دنیایم محدود و شرطی شده با بالا و پایین رفتن آنها مود من هم تغییر می کنه . حیف است که زندگی من اینقدر تحت الشعاع این مسیله شده. دلم رهایی و پرواز می خواد عدم وابستگی به همه چی  ( جمله درسته؟)

 قصد دارم اگر قیمت ارزها  بالا رفت همه  را بفروشم  توی ملک سرمایه گذاری کنم . من اهل این سرمایه گذاریهای ریسکی  نیستم  نه روحیه اش را دارم نه هوش مادی و روانشناختی اش را و نه وقتش را

بطرز عجیبی دلم میل جابجایی و مهاجرت دوباره کرده ولی بخاطر پسرک امکانش نیست دوست داشتم اونقدر پولدار بودم که جهانگردی می کردم میترسم بمیرم به اندازه کافی دنیا را ندید ه باشم

دیگه چی

 تحملم نسبت به صداهای محیطی  بازم کمتر شده بیشتر مواقع  در قطار و ... گوشی در گوشم است یا موزیک گوش می دم یا کتاب صوتی  البته وقتی تو طبیعت هستم که با تمام وجود لذت صوتی می برم

در مورد پسرک خیلی  رهایش کردم کم کم در مورد هیچ کاری بهش تحکم نمی کنم نظر نمیدم اگه ازم  نظربخواد توصیه می کنم ولی می گم خودش باید فکر کنه ببینه چی درسته اگه صادق باشم یک مقدار هم اینو بخاطر رهایی خودم می کنم و لبته باید بگم فعلا فعلا نگرانی خاصی در موردش ندارم در زمینه مدرسه می تونست بهتر باشد ولی  اونم باید خودش به این نتیجه برسه  و خیلی ورزش می کنه  تقریبا هفته ای بیست ساعت به بالا

راستی توی فیس بوک یک گروهی را  دنبال می کنم بنام والدین فرزندان در هر حال بلوغ که خیلی جالبه و از تجربه هاشون استفاده می کنم

متاسفانه فعلا میلی به کتاب خواندن ندارم شاید هم باید عینک بزنم ولی مقاومت می کنم شاید هم بخاطر اینکه با مدیا ها وقت می گذرانم  و دیگه وقتی نمی مونه