این چند روزه خیلی نوشتم مجبور بودم در مورد اعضای سه خانواده بنویسم که وضعیت حال حاضرشان چگونه است ء چه پیشرفت هایی کردند کجا مشکل دارند و چه کارهایی باید بکنند . اوایل برای هر گزارشی حتی هفته ها وقت می گذاشتم هم بخاطر مشکل زبان هم از نظر محتوایی . از آنجایی که بر اساس این گزارشات در مورد خانواده تصمیم گیری می شود و این گزارشها ممکن است چندین سال بعنوان منبعی برای شناخت خانواده محسوب بشوند خیلی مهم است که کم و زیاد یا اشتباه ننویسیم .
به مرور یاد گرفتم که این گزارشها یک فورمت دارند و در حقیقت اگر تو این چارچوب را رعایت کنی تقریبا پنجاه درصد کار راانجام دادی بعدش باید برداشتت را همراه با شواهدی که داری را در این چارچوب بنویسی.
یک اشتباهیی که سال اول یکبار مرتکب شدم این بود که خیلی رک و پوست کنده و صادق در مورد یک مشکل خانواده نوشتم و برای ریسم فرستادم . فردای اون روز رییسم بدون هماهنگی قبلی با من یک ایمل برای اداره بچه ها نوشت و مورد را هم گزارش داد و من هم را هم طبیعتا در س س ایمل گذاشته بود . صبح زود وقتی ایملهام را خو ندم برق از سرم پرید زنگ زدم بهش چرا اینو گزارش دادی چرا با من مشورت نکردی .. او که تو پرانتز بگویم یک دوست خوبم است گفت متاسفم چون تو نوشتی و من اطلاع پیدا کردم باید خبر را به اداره بچه ها میدادم .
بمرور یاد گرفتم فقط ضروریات را بنویسم . اطلاعات را فقط با اسناد ذکر کنم و همیشه تا جای ممکن هوای آدم ها را داشته باشم .
خلاصه برای خودم هم جالب است وقتی میخواهم مشاهداتم را با فکت ها و اتفاقات اخیر و گزارشات دیگر جمع بندی کنم و در مورد یک آدم یا یک خانواده نظر بدم . هم باید نشان بدم که طرف هنوز به کمک نیاز دارد و هم اینکه مواظب باشم نوشته های من برای اون ها مشکلی ایجاد نکند .
این چند روزه خیلی نوشتم مجبور بودم در مورد سه خانواده بنویسم که وضعیت حال حاضرشان چگونه است ء چه پیشرفت هایی کردند کجا مشکل دارند و چه کارهایی باید بکنند .. اوایل برای هر گزارشی حتی هفته ها وقت می گذاشتم هم بخاطر مشکل زبان هم از نظر محتوایی . از آنجایی که بر اساس این گزارشات در مورد خانواده تصمیم گیری می شود و این گزارشها ممکن است چندین سال بعنوان منبعی برای شناخت خانواده محسوب بشوند خیلی مهم است که کم و زیاد ننویسیم .
به مرور یاد گرفتم که این گزارشها یک فورمت دارند و در حقیقت اگر تو این چارچوب را رعایت کنی تقریبا پنجاه درصد کار راانجام دادی بعدش باید برداشتت را همراه با شواهدی در این چارچوب بنویسی.
یک اشتباهیی که اوایل یکبار مرتکب شدم این بود که خیلی رک و پوست کنده و صادق در مورد یک مشکل خانواده نوشتم . فردای اون روز رییسم بدون هماهنگی با من یک ایمل نوشت برای اداره بچه ها و مورد را هم گزارش داده بود . من هم را هم طبیعتا در س س ایمل گذاشته بود . برق از سرم پرید زنگ زدم بهش چرا اینو گزارش دادی چرا با من مشورت نکردی .. او که تو پرانتز بگویم یک دوست خوبم است گفت متاسفم چون تو نوشتی و من اطلاع پیدا کردم باید خبر را به اداره بچه ها میدادم .
بمرور یاد گرفتم واقعا ضروریات را بنویسم . اطلاعات را فقط با اسناد ذکر کنم و همیشه تا جای ممکن هو
ارزش این تیک دوم را فقط مادری می داند که فرزند نوجوانش با دوستانش رفته مسافرت
درددل های امروز
ای همه والدینی که حس می کنید از مشکلات روحی و روانی رنج می برید قسم به هر کسی که میپرستید بروید دنبال درمان خودتان . دارو بخورید رواندرمانی بروید . یک کاری بکنید. نگذارید اییجور بچه هایتان پرپر شوند .جنایت است وقتی بخاطر ترس از چاق شدن یا عادت کردن یا فایده نداشتن داروها یا مقصر شمردن شرایط و .. دارودرمانی نمی کنیدیا روان درمانی را بیهوده می دونید
ای همه والدینی که در حال جدا شدن هستید رها کنید این گروگان کشی و یارگیری را . قسم به هر کی می پرستید درددل نکنید با بچه هایتان . جنایت است که فقط تمرکز کردین روی انتقام گرفتن از همسر و تا آخرین ذره حقوق خود را گرفتن
ای والدینی که نمی دانید از رابطه چیزی می خواهید تا با کسی آشنا میشوید لازم نیست که فرزندانتان را هم درگیر کنید بگذارید رابطه تان شکل بگیرد . بگذارید زمان بگذرد بگذراید بچه هایتان آرامش داشته باشند
.................