روز سحرخیزی
چهارشنبه 18 مرداد 1402 18:02
دیشب خوب نخوابیدم امروز ساعت شش و ربع بیدار شدم طبق معمول چای و قهوه درست کردم. آشپزخانه را مرتب کردم قهوه را نوشیدم چای را برداشتم. کمی غدا درست کرده بودم توی ظرف ترمو برداشتم هشت و ربع اولین ملاقات ده بعدی و بعد کلی تلفنهای طولانی مدت . در گل احساس مفید بودن داشتم. بعدش رفتم توی یک استخر ی که خیلی خلوت تره یک ساعت...